اسلایدر

> دبستان دخترانه شهدای لودریچه

دبستان دخترانه شهدای لودریچه



[ چهارشنبه 11 فروردین 1395 ] [ 11:44 ب.ظ ] [ شهدای لودریچه ]



[ پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395 ] [ 01:00 ق.ظ ] [ شهدای لودریچه ]





[ جمعه 3 اردیبهشت 1395 ] [ 12:55 ق.ظ ] [ شهدای لودریچه ]
 

دخترای گل کلاس اول : اتنا رستمی- نگار محقق- تینا ملکی-

مهلا داوری-نگار رفیعی -

نایت اسکین


دخترای  گل کلاس دوم :- عطیه احمدی -زهرا داوری -ستایش طاهری-

آیناز کثیری-تینا زارعان- مبینا محمدی -فاطمه ملکیان

نایت اسکین

دختر  گل کلاس سوم  : -
ملیکا حیدری-مهدیه خسروی- نگار شهیدی-

زهرا کریمی-

نایت اسکین


دختر  گل کلاس چهارم : -زهره احمدی


نایت اسکین


دخترای گل کلاس پنجم :
حنانه احمدیان- حدیثه حیدریان- آرزو رنجبران -

محدثه رنجبران

نایت اسکین

 

دخترای گل کلاس ششم : 
آتنا صادقیان- فاطمه متین مقدم- هدیه مومنی

زهرا ربیع-


نایت اسکین










[ پنجشنبه 2 اردیبهشت 1395 ] [ 12:42 ق.ظ ] [ شهدای لودریچه ]

میلاد فخر عالمیان ، سرور شیعیان حضرت مولی الموحدین

مولا علی (ع) و روز پدر بر مسلمین و شیعیان و

همه ی پدران مهربان دبستان شهدای لودریچه مبارک باد.

 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید

 




[ چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 ] [ 12:56 ق.ظ ] [ شهدای لودریچه ]
اردوی  میدان امام









[ سه شنبه 31 فروردین 1395 ] [ 10:19 ب.ظ ] [ شهدای لودریچه ]
اردوی باغ پرندگان




















[ دوشنبه 30 فروردین 1395 ] [ 08:34 ب.ظ ] [ شهدای لودریچه ]

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید




[ یکشنبه 29 فروردین 1395 ] [ 08:47 ب.ظ ] [ شهدای لودریچه ]





[ شنبه 28 فروردین 1395 ] [ 11:51 ب.ظ ] [ شهدای لودریچه ]
گزارش تصویری اردوی باغ گلها








[ شنبه 28 فروردین 1395 ] [ 11:27 ب.ظ ] [ شهدای لودریچه ]

 

 بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

 

شکوه و جلال علی ( ع ) از زبان عمر ابوواثله می گوید : روزی همراه عمربن خطاب بودم و از جایی عبور می کردیم ناگاه صدایی نامعلوم از عمر شنیدم ، گفتم : ( ای عمر چه شده که زیر لب سخن نامعلوم میگویی گفت : ( وای بر تو ، آیا نمی بینی شیر مرد پنجه افکن ، پسر شیر مرد را آن کس که کوبنده متجاوزان و ستمگران با دو شمشیر است ) .
نگاه به اطراف کردم ، ناگاه دیدم حضرت علی ( ع ) در چند قدمی ما عبور می کرد ، منظور عمر از شیر مرد پنجه افکن ، علی ( ع ) است به عمر گفتم : ( منظور تو از این شخص شجاع که می گویی ، علی ( ع ) است ؟ )
گفت : نزدیک بیا تا از شجاعت و قهرمانی علی ( ع ) با تو سخن بگویم ، نزدیک رفتم ، گفت :
( در جنگ احد ما با پیامبر ( ص ) چنین بیعت کردیم که : فرار نکنیم ، و هر کدام از ما فرار کرد ، گمراه است و هر کدام از ما کشته شده شهید است و پیامبر ( ص ) سرپرست اوست ) در جنگ احد ناگهان دیدیم صد فرمانده دلاور که هر کدام دارای صد نفر جنگجو بودند ، گروه گروه به ما حمله نمودند ، ما درمانده شدیم و با کمال آشفتگی از میدان در رفتیم ، ناگهان علی ( ع ) را دیدیم مانند شیرپنجه افکن کفی از ریگ زمین را برداشت و به صورت ما ریخت و گفت : ( زشت و بریده و پوشیده باد روی شما ، به کجا فرار می کنید ، آیا به سوی دوزخ فرار می کنید ؟ ) ما به میدان باز نگشتم ، بار دیگر بر ما حمله کرد ، و در دستش شمشیر پهنی بود که آن خون مرگ می چکید ، فریاد زد : ( شما بیعت کردید و سپس بیعت شکنی نمودید ، سوگند به خدا شما سزاوارتر از کافران به کشته شدن هستید ) به چشمهایش نگاه کردم گویی مانند دو مشعل روغن زیتون بودند که آتش از آن شعله می کشید ، یا مانند دو ظرف پر از خون بودند ، اطمینان یافتم که اکنون به سوی ما می آید و همه ما را سر به نیست می کند ، من در میان اصحاب به سوی او شتافتم و گفتم : ( ای ابوالحسن ! خدا را ! خدا را ! عربها در جنگ گاهی فرار می کنند ، گاهی حمله می کنند و حمله جدید ، خسارت فرار را جبران می کند ) گویا خود را کنترل کرد ، و چهره اش را از من برگردانید ، از آن وقت تاکنون همواره آن وحشتی را که از صولت علی ( ع ) بر دلم وارد شد به خاطر دارم .
فوالله ما خرج ذلک الرعب من قلبی حتی الساعة
( سوگند به خدا آن وحشت و ترسی که بر قلبم رسید تا این ساعت از قلبم بیرون نرفته است )




[ جمعه 27 فروردین 1395 ] [ 12:09 ق.ظ ] [ شهدای لودریچه ]
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

 

 

در حالات حضرت آیت الله آقاى سید محمد باقر شفتى ذكر شده كه آن مرحوم اوایل تحصیلات خود در نجف اشرف از حیث فقر بر او بسیار بد مى‏گذشت و غالبا ایشان از براى قوت لا یموت خود معطل بودند.

آخر الامر نجف را ترك كرد و به حوزه علمیه اصفهان آمد در آنجا هم به او سخت مى‏گذشت.

فرموده بود: مدتى بر من گذشت نداشتم تا اینكه بسیار ضعیف شدم روزى در مدرسه نماز وحشتى آوردند تقسیم كردند به مقدار یك نماز هم به من دادند پیش خود گفتم مدتى است گوشت نخورده‏ام بهتر است قدرى گوشت بخرم رفتم بازار یك دانه جگر گوسفندى خریدم.

در مراجعت برخوردم بخرابه‏اى دیدم سگى در كنار خرابه از گرسنگى حال حركت ندارد و شیر در پستان او خشكیده است مى‏گوید: دلم بحال سگ سوخت چون دیدم بچه‏هاى او به زیر سینه او چسبیده‏اند من آن جگر را قطعه قطعه نمودم و به سوى او افكندم تا تمام شد آن سگ سر خود را بطرف آسمان بلند كرد و چند مرتبه صدا زد یقین كردم در حق من دعا كرد.

طولى نكشید كه شفت كه محل اصلى من است یكى از ثروتمندان آنجا وجه زیادى براى من فرستاد و لكن در نامه قید كرده بود كه راضى نیستم یك درهم آن را صرف كنى بلكه باید آن را در نظر شخصى امینى بگذارى تا اینكه سرمایه كسب خود قرار دهد و از منافع آن استفاده كنى چون به دستور او عمل نمودم خداوند به من ثروت فوق العاده عنایت كرد كه چهار صد كاروانسرا و دو هزار دكان خریدم و یك دهى خریدارى نمودم كه مال التجاره او در هر سالى نهصد خروار برنج مى‏شد.

و در هر سال مالیات مستغلات من بهفده هزار تومان مى‏رسید (البته پول آنزمان) و عائله من حدود سیصد نفرند(1)




[ سه شنبه 24 فروردین 1395 ] [ 11:59 ب.ظ ] [ شهدای لودریچه ]
تجربه های تلخ
باسمه تعالی





[ دوشنبه 23 فروردین 1395 ] [ 11:40 ب.ظ ] [ شهدای لودریچه ]

واقعیتهای زندگی:

 وکیل ها امیدوارن تو دردسر بیوفتی.

دکترا امیدوارن مریض بشی.

صاحبخونه ها امیدوارن تو هیچوقت خونه نخری.

دندانپزشکا امیدوارن دندونات فاسد بشن.

مکانیکا امیدوارن ماشینت خراب بشه.

موسسات کفن و دفن امیدوارن مردم بمیرند

  فقط معلمان هستند که دوست دارن بچه ها نابغه بدنیا بیان و به جایی برسند مهندس و دکتر و پروفسور.... بشن، تابلو ببرن بالا بعد معلمان بهشون افتخار کنن بگن اینا شاگردای ما بودن...

 پس خودت قضاوت کن بهترین آدما چه کسانی هستند!!؟

…  برای سلامتی تمام معلمان دلسوز و زحمتکشمان دعا کنیم  …





[ دوشنبه 23 فروردین 1395 ] [ 11:36 ب.ظ ] [ شهدای لودریچه ]







[ یکشنبه 22 فروردین 1395 ] [ 11:29 ب.ظ ] [ شهدای لودریچه ]
خوب گوش دهید
باسمه تعالی






[ جمعه 20 فروردین 1395 ] [ 11:39 ب.ظ ] [ شهدای لودریچه ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.

تعداد کل صفحات : 136 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ



آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ای چاره ی درخواستگان ادرکنی / ای مونس و یار بی کسان ادرکنی من بی کسم و خسته و مهجور و ضعیف / یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی . . و در ظهور ارباب و مولای ما؛ امام زمان(عج) تعجیل بفرما، و به ما توفیق بهره بردن از فضایل این ماه عنایت فرما، و تمام مریضها را به حرمت این ماه شفا بده، و مشکلات و گرفتاری تمام شیعیان را برطرف بفرما. آمین ربّ العالمین